هودا

عشق یعنی درک بی نهایت انسان...یعنی پذیرفتن هر کس به همان گونه ای که هست...نه به گونه ای ایده آل

 

درود بر دوستان همیشگی "هودا" ...

کسانی که در این روزهایی که نبودم به یاد من بودند...

 

امروز روز جهانی "زن" هست...

این روز رو به همه ی زنان رنج کشیده و بیدار در هر کجای دنیا...

        تمام دختران محروم از حداقل حقوق انسانی...

   زنانی که در راه زیباتر شدن دنیا و احقاق حقوق نوع بشر

تلاش کردند و به ما نشان دادند که  خواستن توانستن است....

 

                                                          تبریک می گم...

 

 

ماماها و مرده شوها خوب می دانند...

زاده شدن مشقتی ست...

مردن، فراغتی

و زیستن ، آزمونی کوتاه در فاصله ی این دو...

 

پس از چیست که ما شکوه کنان

همچون شایعه پراکنان

در میان ستارگان، سرگردان و دربدریم؟

آیا به جستجوی حجمی گمشده ایم؟

آیا نام آن حجم گمشده عشق است؟

 

پ.ن: من در ذهن خود اسیرم...

 

 امروز بزرگ بانوی ادبیات ایران"سیمین دانشور" درگذشت...

 

او نخستین زن ایرانی  است که به صورتی حرفه ای در زبان فارسی

داستان نوشت.مهمترین اثر او رمان "سووشون" است ...

 

روحش شاد و یادش گرامی...

 

          و متبرک باد نام تو در ملکوت آسمان...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط سحر نظرات () |

 

imagin all the people living life peace

 

تصور کن ! اگه حتا تصور کردنش سخته...

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته،خوشبخته...

جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست...

جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست...

نه بمب هسته ای داره...نه بمب افکن...نه خمپاره...

دیگه هیچ بچه یی پاشو روی مین جا نمی ذاره!

همه آزاد آزادن! همه بی درد بی دردن!

تو روزنامه نمی خونی : نهنگا خودکشی کردن!

 

بدون مرز و محدوده! وطن یعنی همه دنیا!

تصور کن! تو می تونی بشی تعبیر این رویا!

 

 

"یغما گلرویی"

 

 

پ.ن:با آرزوی جهانی از انسان و صلح...

                             و فرصتی برای عاشقانه زیستن...

نوشته شده در دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ توسط سحر نظرات () |

 

با صدای بی صدا...مثه یه کوه بلند...

مثه یه خواب کوتاه...یه مرد بود ...یه مرد...

با صدای فقیر...با چشمای محروم...

با پاهای خسته...یه مرد بود...یه مرد...

 

درود بر دوستان خوب بلاگ "هودا"

امروز سالروز درگذشت "فرهاد مهراد" هست...

صاحب یکی از ماندگارترین صداها...

صدایی که می توان با آن عمری زندگی کرد...

 

 

به فکر یک سقفم...یه سقف بی روزن....

یک سقف پابرجا...محکمتر از آهن...

سقفی که تن پوش هراس ما باشه...

تو سردی شب ها لباس ما باشه..

 

 

و متبرک باد نام تو...

                             در ملکوت آسمان ها...

 

یادش تا همیشه در ذهن بیدار ایرانی پابرجاست...

 

نوشته شده در چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ توسط سحر نظرات () |

Design By : Night Melody