عشق یعنی درک بی نهایت انسان...یعنی پذیرفتن هر کس به همان گونه ای که هست...نه به گونه ای ایده آل
imagin all the people living life peace تصور کن ! اگه حتا تصور کردنش سخته... جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته،خوشبخته... جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست... جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست... نه بمب هسته ای داره...نه بمب افکن...نه خمپاره... دیگه هیچ بچه یی پاشو روی مین جا نمی ذاره! همه آزاد آزادن! همه بی درد بی دردن! تو روزنامه نمی خونی : نهنگا خودکشی کردن! بدون مرز و محدوده! وطن یعنی همه دنیا! تصور کن! تو می تونی بشی تعبیر این رویا! "یغما گلرویی" پ.ن:با آرزوی جهانی از انسان و صلح... و فرصتی برای عاشقانه زیستن... با صدای بی صدا...مثه یه کوه بلند... مثه یه خواب کوتاه...یه مرد بود ...یه مرد... با صدای فقیر...با چشمای محروم... با پاهای خسته...یه مرد بود...یه مرد... درود بر دوستان خوب بلاگ "هودا" امروز سالروز درگذشت "فرهاد مهراد" هست... صاحب یکی از ماندگارترین صداها... صدایی که می توان با آن عمری زندگی کرد... به فکر یک سقفم...یه سقف بی روزن.... یک سقف پابرجا...محکمتر از آهن... سقفی که تن پوش هراس ما باشه... تو سردی شب ها لباس ما باشه.. و متبرک باد نام تو... در ملکوت آسمان ها... یادش تا همیشه در ذهن بیدار ایرانی پابرجاست... امروز سالروز در گذشت یکی از انسان هایی ست که به معنای حقیقی کلمه برای انسانیت جنگید... با فکرش...با قلمش و نفس کشیدنش... چقدر نبودنش محسوس و آزاردهنده ست... یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت... گر بدین سان زیست ... من چه ناپاک ام اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه... یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک... و به حقیقت یادگاری جاودانه نهادی...یادگاری جاودانه... هاچین و واچین... زنجیر و ورچین... چقدر این کلمات به ظاهر ساده ،عمیق و تسلی دهنده ست... او در انتظار افقی روشن بود حتی روزی که دیگر نباشد... از هر خون سبزه یی می روید...از هر درد لب خنده یی... چرا که هر شهید درختی ست... بگذار کسی نداند که چه گونه من به جای نوازش شدن، بوسیده شدن، گزیده شده ام... بگذار هیچ کس نداند... و مردی که از خوب سخن می گفت... در حصار بد به زنجیر بسته شد... چرا که خوب فریبی بیش نبود و بد بی حجاب به کوچه نمی شد... شب از راه در می رسد...بی ستاره ترین شب ها... چرا که در زمین پاکی نیست... زمین از خوبی و راستی بی بهره است... و آسمان زمین بی ستاره ترین آسمان هاست... با این اشعار می توان عمری زندگی کرد... اکنون او نیست... اکنون زمان گریستن است...اگر تنها بتوان گریست... یا به رازداری ی دامان تو اعتمادی اگر بتوان داشت... تا ابد ماندگاری در اندیشه ی بیدار ایرانی ای بزرگ مرد مشرقی...
| Design By : Night Melody |
