هودا
ما را از همان جنسی ساخته‌اند که رؤیاها را، و حضور کوچک ما را هاله‌ای از خواب فراگرفته‌است
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

در جنگ

چیزهای زیادی قسمت می شود

مثلا

کلاه‌خود

قمقمه

تفنگ

 

مثلا

سهم من از جنگ

کشته‌ی پدرم بود.

 

"رضا بروسان"

 

پ.ن:

 

در سرزمین ما

پاییز که می شود

هواپیماها

یکی یکی

می افتند...



تاريخ : جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
روزی از روزها شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد... اما می خواهم هر چه بیشتر بروم.... تا هر چه دورتر بیفتم... تا هر چه دیرتر بیفتم... هر چه دیرتر و دورتر بمیرم... نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه... پیش از ان که می توانسته ام بروم و بمانم... افتاده باشم و جان داده باشم
کدهای اضافی کاربر :


كد موسيقي براي وبلاگ