هودا
ما را از همان جنسی ساخته‌اند که رؤیاها را، و حضور کوچک ما را هاله‌ای از خواب فراگرفته‌است
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

 

 امروز سالروز میلاد "شاه ماهی موسیقی ایران"  هست


"تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق


تو با اسم شب من آشنایی...


از اندوه تو و چشم تو پیداست


که از ایل و تبار عاشقایی..."


میلادش مبارک...




کسی که من با صداش بزرگ شدم...خندیدم...گریه کردم...


عاشق شدم...و نفس کشیدم... 


"تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادت


نبودنت فاجعه ...بودنت امنیت...


ای بوی تو گرفته ...تن پوش کهنه ی من


چه خوبه با تو رفتن...رفتن همیشه رفتن..."


 


من عاشق صدای زیبا و منحصر به فردش هستم...



هیچ وقت ندیدم ترانه ای بی محتوا و بی اثر بخونه...

اگر هم باشه

تعدادش بسیار معدود هست...


خدایا کویرم...کویرم...بگو ابر بباره...می خوام جون بگیرم...


اگه بارون بباره...اگه بارون بباره...


آخ اگه بارون بباره...


واروژان همیشه جاوید زیباترین موسیقی

و ایرج جنتی عطایی بزرگ

و شهیار قنبری جاودانه ترین اشعار خودشون رو به "گوگوش"


هدیه کردند...


پ.ن :انتخاب یکی از ترانه ها و نوشتنش اینجا آسون نیست...


چون من با تک تک آهنگ هاش زندگی کردم...


تقدیم به دوستداران صدای همیشه موندگارش:


بشنو همسفر من...

از این قصه ی تلخ...راه دشوار...

ای تو تک چراغ این شب تار...


این که گذشتن از کنار قصه ها نیست...

این که یه تصویر از سقوط آدما نیست...


ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم

ما خود دردیم...این نگاهی گذرا نیست...


سفر چه تلخ...در امتداد اندوه...

حس کردن مرگ...لحظه ی ویرانی کوه...


هم پای هر بغض...شکستن و چکیدن...

از درد غربت بی صدا فریاد کشیدن...


بشنو همسفر من

با هم رهسپار راه دردیم...

با هم لحظه ها را گریه کردیم...


ما در صدای بی صدای گریه سوختیم...

ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم...


از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم

تا عجز خود را با هم و بی هم شناختیم...


تنهایی رفتیم به عجز خود رسیدیم...


با هم دوباره زهر تنهایی چشیدیم...


شاید در این راه اگر با هم بمانیم...

وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم...

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٥:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
روزی از روزها شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد... اما می خواهم هر چه بیشتر بروم.... تا هر چه دورتر بیفتم... تا هر چه دیرتر بیفتم... هر چه دیرتر و دورتر بمیرم... نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه... پیش از ان که می توانسته ام بروم و بمانم... افتاده باشم و جان داده باشم
کدهای اضافی کاربر :


كد موسيقي براي وبلاگ