هودا
ما را از همان جنسی ساخته‌اند که رؤیاها را، و حضور کوچک ما را هاله‌ای از خواب فراگرفته‌است
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

 

کلاه قرمزی : معذرت از ته دل !
مجری : چرا نمیری خونه ؟

کلاه قرمزی : آخه دلم تنگ میشه ...
مجری : تنهایی ؟

کلاه قرمزی : آهی ( آره ) !
مجری : منم تنهام؛ همه فکر میکنن فامیل من شهرستانن... یعنی خودم اینجوری گفتم...ولی منم هیشکس رو ندارم، عین تو ... !

کلاه قرمزی: کاشکی من دایناسورت بودم !

 

"فکرشو بکنین...گاهی آدم ها به یک دایناسور نیاز دارن!!"

 

 

پ.ن:

دیر زمانیست

خدا را در آغوش فشرده ام!

من سالها در بهشت می زیسته ام

بی تردید ، بی دلهره ،  بی عذاب کار های نکرده

من سالهاست که دیگر...

به گناه اعتقادی ندارم...!

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٩:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
روزی از روزها شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد... اما می خواهم هر چه بیشتر بروم.... تا هر چه دورتر بیفتم... تا هر چه دیرتر بیفتم... هر چه دیرتر و دورتر بمیرم... نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه... پیش از ان که می توانسته ام بروم و بمانم... افتاده باشم و جان داده باشم
کدهای اضافی کاربر :


كد موسيقي براي وبلاگ