هودا
ما را از همان جنسی ساخته‌اند که رؤیاها را، و حضور کوچک ما را هاله‌ای از خواب فراگرفته‌است
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

صدای قلب نیست...

صدای پای توست...

که شبها در سینه ام می دوی

کافی ست خسته شوی...

کافی ست بیاستی...

 

"گروس عبدالملکیان"

 

 

 

پ.ن:

تو مرا بی پایان آفریدی...

و بی پایان است

شادمانی ای که می بخشی...

 

تو این ظرف شکننده را بارها و بارها تهی ساخته

و آن را هماره با زندگی ای تازه سرشار ساخته ای...

 

زندگی هایم می گذرند

و با این همه

تو هنوز می ریزی

و من هنوز مانده تا پر شوم...



تاريخ : دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ | ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
روزی از روزها شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد... اما می خواهم هر چه بیشتر بروم.... تا هر چه دورتر بیفتم... تا هر چه دیرتر بیفتم... هر چه دیرتر و دورتر بمیرم... نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه... پیش از ان که می توانسته ام بروم و بمانم... افتاده باشم و جان داده باشم
کدهای اضافی کاربر :


كد موسيقي براي وبلاگ