عشق یعنی درک بی نهایت انسان...یعنی پذیرفتن هر کس به همان گونه ای که هست...نه به گونه ای ایده آل
در آغاز آشنائی مان من بودم و هراس بود و تب احساسی عاشقانه و پنهان از تو... و تو آرام آرام... گفتی در تو رها شوم... در صمیمانه گی و مهربانی تو... گفتی به تو اعتماد کنم... و من به گونه ای که به هیچ کس پیش از این اعتماد می کنم به تو... اکنون ترانه ای کلمه به کلمه ی درون ام را برای تو می خوانم... کشف دنیای رابطه های ژرف ... چه حس خوب شگفتی ست... که مرا به همین گونه ای که منم تو می بینی... تو را سپاس... که الفبای یگانه گی عشق را به من تو آموختی... و من در آرزوی لحظه های بسیار با تو بودن ام... "سوزان پالیس شوتس"
پ.ن: ماسه ها چشم به راه موج های آب اند...
| Design By : Night Melody |
