موسیقی مرگ...

اگر کسی مرا خواست 

بگویید رفته باران ها را تماشا کند...

و اگر اصرار کرد

بگویید برای دیدن توفان ها رفته است...

و اگر باز هم سماجت کرد

بگویید رفته است تا دیگر بازنگردد...

 

 

"بیژن جلالی"

 

 

پ.ن:

 

موسیقی عجیبی ست مرگ...

بلند می شوی و چنان آرام و نرم می رقصی

که دیگر هیچ کس تو را نمی بیند...

.

.

.

پروانه ها

در پیله می میرند...

خیلی از پروانه ها!


 

/ 10 نظر / 9 بازدید
(ام.)

دور باد از تو و همه ی تو این مرگ ... سرزنده باشی همیشه و همیشه [گل] ... .../

امین

دنیارا از عشق ساخته اند آدمی را از رویا و روزگار را از حسرت در رویا میروم آنجا که سایه هیچ خورشیدی نباشد(امین ظهورتبار) سلام سحر عزیزقالب جدید مبارک به به مون آمور هم که اهنگ وبه اثر جاودانه پاکو دلوچیا

هیوَر

بیژن جلالی معاصری که کمتر از او یاد می شود درود بر سحر عزیز و سپاس از یاد شما

الهام

سلام. لذت بردم...

آرش

مرگ کلمه ای که این روزها خوب حسش میکنم

دل نوشته ها

سلااااااااااااااااااام....قالب نو خیلی قشنگ هست...من ..رفتن و شدن رو ..و نو شدن رو دوست دارم.... اگر کسی مرا خواست ..بگویید رفته باران را تماشا کند...آخر من باران رو هم دوست دارم....[گل]

سونیا

اشعار گروس منحصر به فرد ه و اعجازی درش دیده می شه..موسیقی مرگ چه تشبیه بی نظیری ..داشت.. اما من امیدوارم موجی پیدا شود و با نرمشی موزون چنان بر تارهای دلمان بیاویزد که هرگز به نتهایی اینچنین که برای همیشه نا پیدامان می دارد تن نسپاریم..دلم[ماچ]