درگذشت شاعر ای مرز پرگهر...

 

ای ایران...

بسیاری آن را مردمی ترین سرود معاصر در ایران دانسته اند...

 

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سرچشمه ی هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن از تو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما...

سنگ کوهت درّ و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم

برگو بی مهر تو چون کنم...

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما...

ایران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

مهر اگر برون رود گلی شود دلم...

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما...

 

این قطعه را روح الله خالقی در سال ۱۳۲۳ در آواز دشتی بر روی شعری از حسین

گل گلاب ساخت...

حسین گل گلاب دلیل سرودن این شعر را این چنین بیان نموده:

وقتی در سال ۱۳۲۳ ایران تحت اشغال متفقین بود. بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان

در خیابان، شاهد حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان انگلیسی با مردم بودم و از

ناراحتی نمی‌دانستم چه کنم، بی اختیار راه انجمن موسیقی را که تازه تأسیس شده

 بود، پیش گرفتم. وقتی خالقی مرا دید گفت: چرا ناراحتی؟ واقعه را برایش تعریف

کردم. او گفت ناراحتی فایده‌ای ندارد بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم.

 این بود که سرود ای ایران خلق گردید...

نخستین اجرای آن، در ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی دانشکدهٔ افسری در

خیابان استانبول دو شب متوالی برگزار شد.

استقبال و تاثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز

 پخش صدا دعوت کرد تا صفحه‌ای از آن ضبط و همه روزه از رادیو طهران پخش شود.

اجرای اولیه این اثر ملی نایاب است.

 اجرای دیگر، مربوط به سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در برنامه ی گلها است که

 غلامحسین بنان این سرود را خواند.

در سال ۱۳۵۰ نیز اُپرای رادیویی این سرود با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی

 ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی اسفندیار قره باغی  انجام گرفت.

دو اجرای دیگر از این اثر نیز یکی با صدای حسین سرشار و دیگری با صدای رشید

وطن دوست موجود است.

 

در شصتمین سالگرد ساخت این سرود در مهرماه ۱۳۸۳ارکستر ملی ایران آن

 را در تالاروحدت اجرا کرد که تمامی ۷۰۰ نفر جمعیت حاضر در سالن آن را

همنوا خواندند...

 

درود بر روح پاک حسین گل گلاب ...

درود بر استاد روح الله خالقی و تمام آزاداندیشان ایران...

یادش گرامی ...

 

پ.ن:

هیچ گاه بدون اشک این سرود ملی را نخوانده ام...

گویی برای لرزاندن تارهای دل ماست ...

و تلنگری تا به یاد بیاوریم آن چه را که بوده ایم

و آن چه را که هستیم...

 

 

 

 

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

با اینکه بارها شنیدم و خوندم اما باز تا آخرش خوندمش دوست دارمش یادشون گرامی

damned

سلام بیشتر. از سرود ملی دوسش دارم

(ام.)

وجب به وجب دلم را تو به پا نگه داشته ای ... خاک وطنم، دلت را خریدارم . . . سحر بانو مستدام باشی [گل]

roozbeh

هديه ام از تولد گريه بود خنديدن را تو به من آموختی سنگ بوده ام تو كوهم كردی برف بوده ام تو آبم كردی آب می شدم تو خانه دريا را نشانم دادی می دانستم گريه چيست خنديدن را تو به من هديه كردی

سونیا

این قابل تحسینه سحرم که به دنبال تاریخچه موسیقی می ری ..کاری که کمتر کسی انجام می ده..بخصوص که این سرود از سر ودهای جاودانه است..یادشون گرامی...عزیز ترینم[گل][ماچ]

هیوَر

درود بر روح هر سه عزیز چند سالی که این سرود به انزوا برده شد و... باز سر براورد و گویی چون جانی تازه در جان مردمانش می باشد این را در مراسم های مختلف و در حین اجرای این سرود می توان در نگاه تک تک مردم لمس کرد درود بر سحر عزیز

دل نوشته ها

بنشین ٬ مرو ٬ که در دل شب ٬ در پناه ماه خوش تر ز حرفِ عشق و سکوت و نگاه، نیست بنشین و جاودانه به آزار من مکوش یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست بنشین ٬ مرو ٬ صفای تمنای من ببین امشب چراغ عشق در این خانه روشن است جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز بنشین ٬ مرو ٬ مرو که نه هنگام رفتن است . . . فریدون مشیری

روزبه

پرسش من این است: هرگز به فکرتان رسیده است که این سرزمین مال ماست؟ مال کسی‌ست که بخش بزرگی از آن را در اختیار دارد؟ پرسش من این است: هرگز به فکرتان رسیده است دست‌هایی که در این زمین کار می‌کنند مال ماست؟ و حاصل آن نیز، مال ماست؟ [سوال][سوال][سوال][سوال][سوال][سوال][سوال][سوال]