خرد شدن...

 

خیلی زیاد...خیلی کم...

خیلی چاق ...خیلی لاغر...یا هیچ کس

خنده یا اشک...

متنفران...عشق بازان...

سربازان از میان خیابان های خونین می گذرند...

و به دختران به زور سر نیزه تجاوز می کنند...

تنهایی در این دنیا هست...

آن قدر عظیم که در حرکت آرام عقربه های ساعت

می بینیش...

مردم، خسته

فلج

به خاطر عاشق بودن یا به خاطر عاشق نبودن...

مردم با هم خوب نیستند...

همه در برابر هم اند...

پول دارها با پول دارها خوب نیستند...

فقرا با فقرا

ما می ترسیم...

 

نظام آموزشی مان یادمان داده

که همه مان می توانیم

بزرگ ترین برنده باشیم...

ولی چیزی راجع به فلک زده ها

یا آن ها که خودکشی می کنند

به ما نگفت...

یا از وحشت انسانی که در جایی

درد می کشد....

و تنها

بی عشق...

بی کلام...

گلدانی را آب می دهد...

 

مردم با هم خوب نیستند...

مردم با هم خوب نیستند...

مردم با هم خوب نیستند...

 

و فکر می کنم که هرگز نخواهند شد...

ولی گاهی به این موضوع فکر می کنم...

 

مردم با هم خوب نیستند

شاید اگر بودند

مرگ هامان این قدر دردناک نبود....

 

باید راهی باشد...

حتما باید راهی باشد...

که تا به حال به فکرمان نرسیده...

چه کسی این مغز را به من داد؟

که می گرید....

که می خواهد...

و می گوید که هنوز امیدی هست...

و نمی گوید نه...

 

"چارلز بو کفسکی"

 

پ.ن:

یک روز شاید

  همراه پرواز پرستوی عاشق

       واژه ی لبخند

   به سرزمین سوخته ی من برگردد...

/ 65 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یواش

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم سایه ی طایر کم حوصله کاری نکند طلب سایه ی میمون همایی بکنیم در ره نفس کزو سینه ی ما بتکده شد تیر آهی بگشاییم و غزایی بکنیم دلم از پرده بشد حافظ خوش لهجه کجاست تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم .[گل]

امید

مدرسه را مارمولک چاق کرده بخاری را اجداد بیچاره ی من ؛ تکه های تقویم را در تنور بیندازید شاید گوشت برشته سگ ترم کند با پاچه ی روزهایی که می گیرم تئاتر را مه گرفته مرا شب ؛ زن را شوهر گرفته مرا نکبت جاودانگی ؛ حرف زدن برای دیوارها ممنوع است اما کسی زبان مرا نمی داند تا از چرند گفتن نجاتم دهد ! ( شاید انگلیسی را به من داده اند فارسی را به شکسپیر ! ) [گل]

سونیا

مهربونم خیلی دوستت دارم زنده باد سحرم که اینهمه دوره و این همه آشنا ..یه دنیایی عزیزم همیشه خوش باشی[ماچ]

ماهرخ

سلام سحرم . خوبی ؟ به روزم و منتظر حضورت . [ماچ][گل]

آمد

بعد از پ .ن: افسوس كه هميشه پرستو استرس هجرت را دارد .