یک شب از این شب ها...

پای رفتنم

پای رفتنم را پیش تو گذاشتم...

یادت هست که نروم؟

حال تو رفته ای با پای من؟

یا پای من رفته است با تو؟

 

"کیکاووس یاکیده"

 

 

 

پ.ن:

 آب نریختــم که برگردی !

آب ریختـم تا پاکـ شود هرچـه رد پای توسـت از زندگیـم ... !

.

.

.

یک شب از این شب ها،

دل من هم چو دل پنجره ام می میرد . . . .
.

.

باران می بارد...

هنوز باران می بارد......

باران که می بارد تو می آیی...

 

 بعد نوشت:

کلی حرف هست که تو دلم مونده و باید زده شه...

اما نمیشه...

 واژه ها هم از من فرار می کنن...می بینی؟!

 

 

/ 20 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحشی

سلام هر وقت دلت گرفت بازم اب بریز بریز تا حسابی رد پاش پاک شه و آنگاه نفس عمیق بکش و بگو بی او نیز توانست زیست ولی بی خدا هرگز توکل به خدا و چشم امید به فردا با بهترین ها هرگز نومید مشو ای جوان

داريوش

درود سحر جان بسيار زيبا همچون هميشه . روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای است و قلب برای زندگی بس است...

منصور

پای سگ بوسید مجنون خلق گفتند این چه بود گفت : این سگ گاهگاهی کوی لیلی رفته بود ---------- اول به سر کویش جز نقش پای ما نبود آخر آنجا از هجوم خلق جای ما نبود --------- مطلب متناسب واسه این پست نداشتم دو تا تک بیتی گفتم ..

معين

تومرا یاد کنی یانکنی، باورت گربشود یا نشود نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست

غفلت ِ پاک

او که می رود نمی فهمد اما آنکس که بدرقه می کند می داند کاسه ی آب معجزه نمی کند ..

کفشدوزک

خیلییییی وبلاکت دوس داشتنیه

ناهید خاله

تو را آرزو نخواهم كرد; هيچ وقت! تو را لحظه اى خواهم پذيرفت كه خودت بيايى، با دل خود، نه با آرزوى من . . .

سونیا

تک تک این جملات بر جانم نشست دلم[گل]