همیشه باید فکر کنی...

 

در اطراف خانه ی من

آن کس که به دیوار فکرمی کند ، آزاد است !

آن کس که به پنجره .... غمگین !

و آن کس که به جستجوی آزادی است ،

میان چار دیواری نشسته

می ایستد .... چند قدم راه می رود !

نشسته .... می ایستد

چند قدم راه می رود !

نشسته .... می ایستد .... چند قدم راه می رود !

نشسته...می ایستد .... چند قدم راه می رود !

نشسته .... می ایستد...

چند قدم ....

حتی تو هم خسته شدی از این شعر

حالا چه برسد به او که ....

نشسته می ایستد ....

نه ! .... افتاد !

 

 

"'گروس عبدالملکیان"

 

 

پ.ن:

 

محبوب من

طناب دور گردن‌ات پوسیده نیست...

و همیشه باید فکر کنی

به چهارپایه‌ای که ناگهان از زیر پایت می‌کشند...

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریای شرقی

درود برسحر عزیزم دختر شهر گلها و...همیشه با متنها وشعرهای زیبا دوست خوبم...سپاس[قلب][گل]

سوق زیبای من

سلام سحر خانوم..خوبین؟ وب اصلی من«باران را دوست می دارم» حذف شد..حالا برگشتم به همون وب قدیمی..سر بزن...[گل]

بهار

خیلی زیبا بود سحر جان لذت بردم مثل همیشه

آمد

عجب پ.ن بود در خور تامل و حس سیاهی ای داد با این آهنگ زیبای وبلاگت .

کلک شیدایی

درود بانوی روشنایی ها... راستش اینقدر درگیرم که باورت نمیشه...انگار قرار نیست حجم این مشکلات کاهش پیدا کنه...[ناراحت]برای همین کم پیدا شدم...اما همواره به یاد دوستای خوبم هستم... سحر جان مانند همیشه از حسن سلیقه ات برای انتخاب مطالبت سپاسگذارم...پایدار باشی رفیق نازنیم...

سونیا

سحرم گروس عبدالملکیان یکی از اون شاعر هایی هست که خیلی خیلی عمیقه..و خیلی خاص..اشعارشو خیلی دوست دارم..ممنون از انتخاهای زیبات هر دوش بی نظیره[ماچ]

حمید

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪﯼ ﺷﻤﺎ، ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﻪ ﻧﻴﺎﻣﺪ ! ﺳﯿﺪ ﻋﻠﯽ ﺻﺎﻟﺤﯽ

آمد

بعضی شعرها خستگی نا پذیرند و همیشه خوندنی.

sedigheh

گروس و محمد عبدالملکىان عالىن..عالى.... عاشق شعراشونم..علىرضا بدىع و روشن هم خوبه...کاظم خوشخو هم که حرف نداره