زن...

 

سلام دوستای مهربون بلاگ "هودا" دیروز روز جهانی "زن" بود...

ولی اینترنت من قطع بود ...و هر کاری کردم درست نشد...

 

به هر حال با یه روز تاخیر...این روز رو به همه ی زنان آزاده ی دنیا

که در راه آزادی و عدالت می جنگند...

به همه ی شیر زنان زجر کشیده ی دنیا که در راه آزادی وطن فرزند

 دادند...همسر دادند...تبریک می گم...

و دوست دارم دست تک تک زنان بی سواد و زحمت کشی که در

 زندگی جز سختی نکشیدند رو ببوسم...

"شیرین عبادی" و "زهرا رهنورد" رو در آغوش بکشم...

تا احساس کنم زن ایرانی هنوز زنده است....

و نفس می کشه...

و هنوز مفهوم آزادی و صحیح زیستن رو فراموش نکرده...

 

 

 

 

پاره ای از من...

 همواره در حسرت گرما...

و محروم از آن...

پاره ای از من...

  همساز با سپیده ی بردمیده

          و همواره اسیر سایه های رویا

پاره ای از من...

       سرشار از پر پرواز...

   و گم کرده سهم خود از آبی آسمان...

پاره ای از من...

    من واقعی ام، با چشمان یک کودک...

  همراه پرندگان مهاجر، گریزان در دوردست ها...

 

این شعر از"بلاگا دیمیتروا" شاعر توانای بلغاری هست که زندگی

 خود را وقف دفاع از حقوق بشر و اصلاحات سیاسی کرد...

 

 

پ.ن: هر روز سبو سبو ز ما برگیرند...

       تا زود بخشکیم ولی دریائیم...

 

 

 

برهر سبزه خون دیدم...در هر خنده درد دیدم...

از هر خون سبزه یی می روید...از هر درد لبخنده ئی...

    چرا که شهید درختی ست...

/ 34 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نارون

سلام سحرم آپم سر بزن[گل]

ماهدیس

سحر عزیزم.. انگار خیلی دیر اومدم. با حرفات موافقم من هم مثل تو به زنان دلاور سرزمینم افتخار میکنم. [ماچ][قلب]

یواش

سلام سحر عزیز ! ... ممنونم گلم ! ... تقریبا تو تنها کسی بودی که با نویسنده ی مطلب هم فازی معنایی و احساسی پیدا کردی ! ... با هر کلمه ای که نوشتم اشک ریختم ... تقریبا می شه گفت چیزی نمی تونستم ببینم ... با حس غریبی که بی شباهت با حس ردیابی پرنده ها نبود فقط تایپ می کردم ! ... شاید این سومین مطلبی بود که مستقیما و بدون آوردن روی کاغذ ! در لحظه ی موعود خودش و بدون اجازه ی حمید و یواش وارد فراموشخانه شد ... ... سناریوشو قبلا بیتا نوشته بود ! ... خون دلم واژه ها رو سوا می کرد و با درد دلم پرداخت شون می کرد و با صبر وجودم و امید لحظه های روبروم ! اونا رو جلا می داد و ... چشام با دونه های اشک پاک! ... واژه هامو ... دونه دونه و یکی یکی و حرف حرف ! ... رویینه می کرد و می رف !!!! ... مرسی عزیز ! [گل]

آدم مریخی...!!

پیشاپیش سال 90 را تبریک می گم و سالی ژر از نور و برکت را از خدا برایت خواهانم ....سبز باشید[گل]

BamBam

سال نوت مبارک امیدوارم روزهای خوبی پیش روت باشه

سونیا

سحرم سال نوت مبارک امیدوارم بهترینها نصیبت بشه و وجودت همیشه تابناک و بی نظیر بمونه..میبوسمت با صمیمانه ترین احساسم[ماچ]

یواش

... چتر را باید شکست ... [گل]

کامکار

عید چه ؟! عید کجا ؟! عید که ؟! این عیدعزاست !

سید جمال طباطبایی ازاد

غیبتت نگرانم کرده باسلام امدم فقط تبریک 90 با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو رو پیشاپیش به همه شما عزیزان مبارک باشه.قلب امیدوارم که سال خوب و خوشی داشته باشید و بدون غم و غصه. و هیچ وقت از هیچ کس بی وفایی نبینید...یاعلی