رابطه های ژرف...

 

در آغاز آشنائی مان

من بودم و هراس بود و

تب احساسی عاشقانه

                              و پنهان از تو...

و تو آرام آرام...

گفتی در تو رها شوم...

در صمیمانه گی و مهربانی تو...

گفتی به تو اعتماد کنم...

و من

به گونه ای که به هیچ کس پیش از این

      اعتماد می کنم به تو...

اکنون

ترانه ای کلمه به کلمه ی درون ام را

     برای تو می خوانم...

کشف دنیای رابطه های ژرف ...

چه حس خوب شگفتی ست...

که مرا به همین گونه ای که منم

                 تو می بینی...

تو را سپاس...

که الفبای یگانه گی عشق را به من

                                  تو آموختی...

و من

در آرزوی لحظه های بسیار با تو بودن ام...

 

"سوزان پالیس شوتس"

 

پ.ن: ماسه ها چشم به راه موج های آب اند...

/ 34 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنویسم؟

مرسی سحرم که بهم سر زدی . دوست دارم اولین دوست و قدیمی ترین دوستم. [گل][بغل][ماچ][قلب]

مهسا

بی نظیر بود شعر... و چقدر همزاد پنداری کردم... سحر عزیزم مرسی از این شعر و این حال و هوا

گلادیاتور

صبح ها با آفتابگردان تمام نانواهاي محله مان را گردن مي زنم و عصر ها با خدا شطرنج بازي ميکنم روزگار خوبي است فقط تو را نمي بينم شايعه شده با فرشته ها از خانه فرار کردي اما آنها هم تورا قال گذاشتند ...

ندا

انتظار ماسه برای موج زیاد طولانی نیست

عبدالرحیم طرفی

زیبا عمیق وروان این تنها چیزیه که می تونم بگم سحر خانوم بابت شکر زیبایت ممنون موقف و سربلند باشی [گل][دست]

سونیا

[ماچ][ماچ][ماچ]

آمد

بهترين ها در همين روابط ژرف قابل ديدن هستند و هيچوقت هم از ياد نمي روند .